‏نمایش پست‌ها با برچسب صنفی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب صنفی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ بهمن ۵, دوشنبه

فلسفه انتظار



انتظار چه در فلسفه علم و چه در علوم شناختى نقش عمده‌اى دارد! روشن‌تر بگويم، يک ارگان با انتظار است که زنده مى‌ماند. از اين ديدگاه، انتظار براى موجود ارگانيک مثل نظم است در فيزيک. يک توده گاز در يک فضاى باز اگر به شکلى بسته نشود، خيلى زود از حالت يک سيستم فيزيکى خارج مى‌شود. البته مى‌توان اين توده گاز را در يک کپسول چدنى محدود کرد که در آن صورت به عنوان يک سيستم فيزيکى به پاى‌دارى مى‌رسد. يک قطره آب صابون به نسبت آن توده گاز حتا وقتى در يک کپسول چدنى گرفتار شده باشد از نظم بيشترى برخوردار است، اما به عنوان مثال به نسبت بدنه چدنى کپسول يک سيستم بى‌نظم به نظر مى‌رسد! حال اگر آن توده گاز را در ميان اين قطره آب صابون گرفتار کنيم، به يک حباب دست‌رسى پيدا خواهيم کرد که مى‌توان آن‌را ساده‌ترين نمونه يک ارگان در نظر گرفت! براى ارگان به جاى نظم بهتر است از انتظار بگوييم. نظم حباب خيلى ناپايدار است، اما از اين مزيت برخوردار است که اگر به انتظارهايش رسيدگى شود، مى‌تواند در آينده به يک سلول زنده تبديل شود!!
يک موجود ارگانيک حتا تک‌ياخته‌اى، بيش و پيش از هر چيز انتظار غذايى دارد که با آن شکم صاب‌مرده‌اش را سير کند! مهم‌تر اين‌که وقتى چيزى را خورد، سيرش کند، نه اين‌که مسمومش کند و به اسهال و استفراغش دچار، و چه بسا باعث مرگش شود! خوب البته او که قصد خودکشى ندارد، ديوانه هم نيست. او انتظار دارد غذاى هميشگى‌اش، دست کم آن‌طور که به نظر مى‌رسد، مثل هميشه سيرش کند ولى چه بسا دشمنى، نادانى يا تصادفى سمى را به جاى غذا سر راهش گذاشته …
آن نظم فيزيک هم در واقع انتظار موجود هوشمندى مثل ماست. من و شما صبح که از خواب بر مى‌خيزيم انتظار داريم خورشيد مثل هميشه سر جاى‌اش در آسمان باشد، وگرنه شايد اصلا از خواب برنخيزيم! به همين دليل گفتم که انتظار در فلسفه علم هم مهم است. به قول پوپر استقرا (به نوعى نظريه) در واقع انتظار (حدس) ماست، که هر آن ممکن است اشتباه از آب در آيد و باطل شود.
فرآيند يادگيرى همين است. فراگيرنده با تکرار يک سرى تحريک‌ها در يک شرايط محيطى خاص، ياد مى‌گيرد - در واقع انتظار مى‌کشد - که همان خروجى هميشگى را دريافت کند، در غير اين‌صورت رفتارش را تغيير خواهد داد.
در جامعه هم اگر اين نظم ارگانيک برقرار نباشد، هرج و مرج شکل مى‌گيرد و چه بسا جامعه به عنوان يک ارگان مستقل از افراد از هم بپاشد. يک کشاورز ديم‌کار وقتى که بذر گندم را در صحرا مى‌پاشد، انتظار بارندگى دارد که محصولش به بار بنشيند. اگر آن سال باران نيايد، شايد دودمانش به باد رود! البته به تجربه - حتا از پدرانش - آموخته که زندگى‌اش به محصول يک يا دو سال وابسته نباشد، ولى اگر خشک‌سالى ادامه پيدا کرد، شايد راهى جز کوچيدن نداشته باشد.
همان کشاورز، حتا اگر محصول آبى داشته باشد، انتظار دارد وقتى که وقت و بى‌وقت، شب و نصفه شب، در سرما و گرما زمينش را بيل زده و آب‌يارى کرده، موقع برداشت، گروهى ياغى محصولش را آتش نزنند، يا دور از چشمش يا حتا پيش روى‌اش به ضرب شمشير محصولش را درو نکنند، يا اگر خود درو کرد، راه‌زنان کيسه‌هاى گندمش را ندزدند و اگر خود به شهر برد و فروخت، پولش را نزنند و …
اگر اين انتظارها برآورده نشود، و به خصوص سال‌هاى بعد هم قرار باشد همين اتفاق‌ها تکرار شود، آن کشاورز بدبخت ديگر کشاورزى نخواهد کرد. شايد به حلبى‌آباد کنار شهر بزرگى کوچ کند …
در يک جامعه دموکرات، انتظارها به سامان شکل مى‌گيرند و برآورده مى‌شوند ولى در يک حکومت استبدادى، هيچ انتظارى تضمين برآورده شدن ندارد، از جمله اين‌که جمعى محقق مى‌توانند سال‌ها تلاش کنند و خوب لابد انتظار داشته باشند که از آن‌ها قدردانى شود ولى يک روز ببينند که ديگران به عنوان پژوهشگران برتر معرفى شده‌اند. در اين‌ چنين جامعه‌اى نمى‌توان انتظار داشت که وقتى ميليون‌ها نفر رأى‌شان را براى کسى به صندوق مى‌ريزند، شب‌هنگام اسم ديگرى از صندوق بيرون نيايد!!

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۵, سه‌شنبه

ثبات و امنيت از نوع احمدى‌نژادى


اين يک نمونه از بى‌ثباتى در مديريت احمدى‌‌نژادى است. و تأسف‌بارتر اين‌که کوچک‌ترين درخواست‌هاى صنفى هم‌چون درخواست افزايش حقوق، در بى‌ثبات‌ترين دوره‌ى مديريت اين شرکت، با تهديد‌هاى امنيتى پاسخ داده مى‌شد!

پ.ن. شايد يه کم بى‌ربط باشه ولى در يک ماه گذشته بيش از ده مورد در کوچه‌ى شرکت ما و در روز روشن زورگيرى شده. خيلى از قربانى‌ها هم‌کاراى ما بودند و آخرين مورد که ما خبر شديم يک خانم بوده که داشته براى مصاحبه مى‌اومده شرکت ما … وقتى که دير کرده و باهاش تماس مى‌گيرند که چرا نيامده؛ در بيمارستان بسترى بوده!


۱۳۸۷ آذر ۲۴, یکشنبه

توطئه‌گروی!



چندی پیش صنف طلافروش‌های اصفهان و به دنبال آن دیگر صنف‌ها و به خصوص طلافروش‌های دیگر شهرها از جمله تهران در اعتراض به مالیات بر ارزش افزوده اعتصاب کردند و دولت هم به طور غیر قانونی در برابر صنف‌ها عقب‌نشینی کرد. من به اصل این موضوع کاری ندارم، تنها دو نکته برایم جالب بود - و هست. یکی این‌که به طور تصادفی (!) این اعتصاب هم‌زمان شد با افت جهانی قیمت طلا و بنابر این به طور تصادفی مدتی طلا فروخته نشد! دوم این‌که در حالی که چند ماهی بیشتر تا آخر سال باقی نمانده، دولت محترم هم‌چنان دارند به صورت علی‌الحساب از ما مالیات می‌گیرند. از آن‌جا که ما کارمند -در واقع کارگر - جماعت حق نداریم به طور تصادفی اعتصاب کنیم و از آن‌جا که آن چند درصد مالیات که قرار بود به طور غیر مستقیم از طریق فروشندگان محترم از ما کسر شود، فعلا منتفی شده فلذا بایستی که به طور مستقیم کسر شود و از آن‌جا که قیمت نفت پایین آمده است، نتیجه می‌گیریم که پس جدول مالیات حقوق بگیران امسال چی شد؟!!
ما از این نوشته به این نتیجه می‌رسیم که ممکن است روح جمعی یا خودآگاهی صنفی نداشته باشیم ولی نمی‌توان منکر هوش جمعی بازار و مملکت شد و این هیچ ارتباطی به نظریه‌ی توطئه ندارد.

۱۳۸۷ آبان ۱, چهارشنبه

برده‌داری مدرن و اسلامی


برده‌داری در اسلام مجاز است. همین‌طور کارمندی در یک اقتصاد رانتی (تو بخوان فاسد)


۱۳۸۷ تیر ۱, شنبه

تشکل صنفی


نمی‌تونم خوش‌حالی‌ام رو از نتیجه ماجرای زنجان کتمان کنم، ولی این دلیل آن نمی‌شود که به اخلاقی و قانونی بودن آن‌چه گذشت فکر نکنم. با آن‌چه از این‌طرف و آن‌طرف سراغ داریم باور کردن ادعای دانش‌جویان سخت نیست که باور نکردنش نامعقول است. اما به هر حال این وسط شیطنتی -دست‌کم- رخ‌ داده‌است، به خصوص که چند روزی پیش از آن تشکلی -لابد به نا حق- لغو مجوز شده است. بحث بر سر این است که در یک سیستم مدنی روال رسیدگی به چنین ماجرایی آن‌چه گذشت نیست! لابد اگر شیطنتی هم بایستی برنامه‌ریزی می‌شد از سوی دستگاه قضایی باید می‌شد. به هر حال آن استاد در دام افتاده هنوز متهم بود که فیلم‌اش شهره خاص و عام شد. اما از دیگر سو لابد آن دانش‌جویان هم اعتمادی به آن سیستم قضایی ندارند که خود دست به کار شده‌اند. هر چند من از نتیجه بیم‌ناک‌ام - که نتیجه یک رفتار غیر مدنی نمی‌تواند به سیستم مدنی منجر شود - ولی اگر آن بی‌اعتمادی شکل گرفته و نهادینه شده باشد جز این انتظاری نباید داشت؛ جز این‌که بگردیم و عامل این بی‌اعتمادی را پیدا کنیم.

وقتی هر فعالیت صنفی هرچند کوچک و منطقی -از جمله تشکیل جلسه‌ای صنفی در اعتراض به پایین بودن دست‌مزدها و با استناد به واقعیت‌های ملموس زندگی در جامعه- با تهدید و ارعاب پاسخ داده می‌شود و وقتی‌که درخواست قانونی داشتن نماینده صنفی مطرح می‌شود، نماینده‌ای از بالا به جای آن معرفی می‌شود؛ جز این‌گونه پی‌آمدها را نباید انتظار داشت. متأسفانه در جامعه ما فعالیت صنفی را یا دانش‌جویی می‌دانند یا کارگری و شأن مهندس جماعت را از آن دور می‌دانند؛ غافل از این‌که در کشورهای پیش‌رفته حتا استادان دانشگاه هم تشکل‌های صنفی دارند که در ازای تورم ۴ درصدی ۴/۷ درصد افزایش حقوق می‌گیرند.

۱۳۸۷ خرداد ۲۸, سه‌شنبه

افزایش ۱۰۰ درصدی حقوق


درخواست افزایش ۱۰۰ درصدی حقوق به نظر غیر منطقی می‌رسد و نشدنی؛ اما در ایران که به دو یا چند برابر شدن یک‌شبه قیمت‌ها عادت کرده‌ایم، اصلا درخواست غیر معقولی نیست! ضمن این‌که برای من عجیب نبود وقتی شب عید دولت تعرفه واردات میوه را حذف کرد و درست فردای آن‌روز بازار پر شد از پرتقال مصری (نه این‌که فکر کنید اونایی که از قبل این پرتقال‌ها را تو گمرک خالی کرده‌بودند از چیزی خبر داشتندها!) و باز هم عجیب نبود که یک روز تعطیل یک مدیری در وزارت بازرگانی به اشتباه گفته که تعرفه برنج کم است و روز بعد وزیر این مطلب رو تکذیب کرد ولی دیگه گرانی مثل یک بلای آسمانی دامن برنج رو هم گرفته بود. من اصلا کاری ندارم که یک‌شبه می‌شه به درستی یارانه مواد شوینده را حذف کرد تا قیمت پودر دوبرابر بشه ولی می‌دونم که حتا اضافه کردن ۱۰ درصد حقوق کارکنان یک شرکت بزرگ چه پیامد‌های بزرگی می‌تونه در اقتصاد داشته باشه! اصلا یکی نیست به من بگه تو که اقتصاد نخوندی بی‌خود تو این‌چیزا دخالت می‌کنی!!


۱۳۸۷ خرداد ۲۵, شنبه


این نوشته را به توصیه دوستان حذف کردم.


۱۳۸۷ خرداد ۲۳, پنجشنبه

افزایش حقوق هم‌آهنگ با تورم


دولت بر خلاف رأی سازمان بازرسی و دیوان عدالت اداری دست‌مزد کارمندان‌اش را هم‌آهنگ با تورم اضافه نکرده‌است، شاید به بهانه مهار نقدینگی. من اقتصاد نخوانده‌ام ولی ممکن است این توجیه را در مورد کارکنان دولت بپذیرم (هرچند به هر حال خلاف قانون است) ولی فکر می‌کنم اضافه نکردن دست‌مزد کارکنان بنگاه‌های غیر دولتی اعم از خصوصی و عمومی (که متأسفانه قانون هم در این مورد سکوت کرده است) نه تنها تأثیری در پیش‌گیری از افزایش نقدینگی ندارد، که بر عکس با نگه‌داشتن سود اضافه (و متناسب با تورم) بنگاه، تأثیر مضاعفی بر افزایش تورم در دوره بعدی خواهد داشت. به عنوان مثال افزایش سود شرکت ما در سال گذشته حدود ۱۸ درصد بوده (به این معنی که سود سرمایه‌گذار هماهنگ با تورم افزایش داشته است) این در حالی است که دست‌مزد کارمندان که آن‌را به طور متوسط یک میلیون تومان در نظر می‌گیریم، به جای افزایش ۲۰ درصدی تنها ۵ درصد اضافه شده است. حتا با این تفاوت یعنی ۱۵۰ هزار تومان به زحمت بتوان تفاوت قیمت برنج (۱.۵ به ۴.۵)،بنزین (۰.۸ به ۴) گوشت (۷ به ۱۰) پودر شوینده (۱ به ۲) و … را جبران کرد ولی در عوض جمع تفاوت حقوق تمام کارمندان (حدود ۱۰۰۰ نفر) بالغ بر ۱۵۰ میلیون تومان در ماه است که با سود ۱۰درصدی به معنی امکان استفاده از تسهیلات حدود ۷ و نیم میلیاردی برای شرکت است که در صورت سرمایه‌گذاری در بخش زمین و مسکن می‌تواند از آن‌ تا پایان سال به همین میزان سوددهی انتظار داشته باشد و آن‌وقت ملاحظه بفرمایید ۱۵ میلیارد نقدینگی در دست شرکت تأثیر بیشتری بر تورم و گرانی خواهد داشت یا دست بالا نفری دو میلیون در دست کارمند که تازه آن‌هم تبدیل به سرمایه نمی‌شود و به احتمال زیاد فقط به کالری تبدیل خواهد شد؟!


۱۳۸۷ خرداد ۲۲, چهارشنبه

هزینه مسکن


پریشب صاحب‌خونه‌ ما اومد و از ما خواست که ماهی پونصدهزار تومن به اجاره اضافه کنم، که من هم چون نمی‌تونم این مبلغ رو بدم مجبورم جابه‌جا بشم. برای این‌که وضع‌ام رو با همکارام در گروه تحقیقات بسنجم امروز صبح یک آمار سرانگشتی ازشون گرفتم. البته این‌که اجاره‌ها نسبت به سال قبل ۵۰ درصد اضافه شده رو از قبل می‌دونستم. معیاری که امروز از بچه‌ها پرسیدم نسبت هزینه مسکن به پایه حقوق‌شون بود. از همکارا خواستم مبلغ «قسط + اجاره‌ای که می‌پردازند - اجاره‌ای که می‌گیرند» را تقسیم بر پایه حقوق‌شون کنند. در مورد رهن هم مطابق عرف صدی سه حساب کنند. نمونه‌های زیر درصد هزینه مسکن همکاران به پایه حقوق‌شون است: ۵۶، ۵۵، ۶۳
، ۸۴، ۶۵، ۸۰، ۶۵، ۷۵، ۷۵، ۸۰، ۹۰، ۸۵، ۵۰، ۷۶، ۶۵ که به طور متوسط می‌شود ۷۰ درصد. البته دو نمونه را حذف کردم یکی خودم که ۱۵۰ بود و یکی هم ۳۸ به علت انحراف زیادی که با بقیه نمونه‌ها داشتند. در مورد انحراف از معیار خودم توضیحی دارم که جداگانه به آن می‌پردازم. در این‌‌جا فقط می‌خواهم به این نکته توجه بدم که:

در حالی که ۷۰ درصد حقوق همکاران در بخش مسکنی هزینه می‌شه که طی دو سال گذشته چهار برابر شده و تورم دیگر هزینه‌ها هم طبق آخرین آمار رسمی - و البته بسیار کم‌تر از واقعیت - فقط برای یک سال گذشته ۲۵ درصد است، افزایش حقوق یک سری از نخبه‌ترین فارغ‌التحصیلان بهترین دانشگاه‌های این مملکت با سال‌ها سابقه کار تخصصی؛ در دو سال گذشته تنها ۱۰ درصد بوده‌است. این در حالی است که سود شرکت در سال مالی گذشته (امسال هنوز اعلام نشده) فقط ۱۸ درصد نسبت به سال قبل از آن رشد داشته است!

پیدا کنید پرتقال فروش را.

۱۳۸۷ خرداد ۲۱, سه‌شنبه

قرارداد موقت کار


قراردادهای موقت کار، امروزه جای خود را در سیستم اقتصادی تمام کشورهای جهان باز کرده‌است. اگرچه ممکن است قراردادهای موقت معنا و مفهوم اصلی امنیت شغلی را از بین ببرند، اما از دیگر سو، وجود قراردادهای موقت، فرصت‌های شغلی بیشتری برای افراد جویای کار ایجاد می‌کند و پراکندگی نیروی کار در چرخه بخش‌های مختلف اقتصاد بیشتر می‌شود. این اما مانع از ضرورت کارامد سازی نظام تأمین اجتماعی برای حمایت از نیروی کار دارای قرارداد موقت نمی‌شود. هرچند در ماده ۷ قانون کار به‌قرارداد موقت اشاره شده ولی اگر تفسير صحيحی از قانون داشته باشيم به‌يقين قرارداد موقت به‌اين شکل مدنظر قانون‌گذار نبوده‌است. در این راستا طرح به‌سازی قراردادهای موقت کار که قصد دارد قراردادهای موقت را از نظر حقوقی و امنيتی سامان‌دهی کند، از سوی فراکسيون کارگری مجلس شورای اسلامی مطرح شده ولی هنوز مسکوت مانده و هيچ وقت برای تصميم نهايی مطرح نشده‌است.

قرارداد موقت از یک‌سو با ایجاد اشتغال و از یک‌سو با ازبین‌بردن امنیت شغلی، ماهیتی دوگانه دارد. در خصوص بهره‌وری نیروی کار تحت تأثیر قراداد موقت نیز دو نظریه مطرح است: بر اساس یک نظریه در صورت وجود قرارداد موقت کار، دست کارفرما برای اخراج نیروی کار غیر ماهر و استخدام نیروی کار ماهر باز است، از این‌رو هیچ‌گاه کارفرما در چرخه فعالیت اقتصادی با دغدغه کاهش بهره‌وری نیروی کار مواجه نخواهد بود. در مقابل، طرف‌داران نظریه مخالف بر این باورند که با گسترش قراردادهای موقت و به دنبال آن کاهش امنیت شغلی، نیروی کار هیچ اهمیتی به افزایش کیفیت بهره‌وری نمی‌دهد.

این صحیح است که امنیت شغلی نیروی کار در گرو مهارت و تجربه اوست ولی متأسفانه در یک اقتصاد غیر رقابتی و رانتی که بهره‌وری بنگاه چندان وابسته به کیفیت تولید یا خدمت آن نیست، تنها راه برای به‌بود شرایط کار، تکیه به توانایی و قدرت تشکل‌های صنفی و چانه‌زنی‌های دسته‌جمعی است. با توسعه تشکل‌های صنفی می‌توان به سامان‌دهی قراردادهای موقت پرداخت که به دنبال آن افزایش بهره‌وری قابل دست‌رس خواهد بود.


۱۳۸۷ خرداد ۱۶, پنجشنبه


کار من سخت‌افزار است و فکر می‌کنم این‌که میزم مثل میز نرم‌افزاری‌ها ( و البته مدیرها و منشی‌ها و اداری‌ها) تمیز نباشد، طبیعی باشد. آقای دکتر باز از اون اطلاعیه‌های کذایی زدند روی برد که تجهیزات فلان را از آزمایشگاه خارج نکنید. شاید چون مخابراتی است و تصورش این‌است که مهندس پشت میزش طراحی و شبیه‌سازی می‌کند و برای اندازه‌گیری باید برود آزمایش‌گاه. در حالی که من سخت‌افزاری ممکن‌است در حال تست درایور یا نرم‌افزار و یا حتا تغییر کد FPGA باشم و بخواهم هم‌زمان نتیجه کارم را روی برد ببینم. برای این‌کار آزمایش‌گاه دست‌کم باید نود شبکه داشته باشد که البته من پارسال برای‌کارهای خودم یه کابل تا اون‌جا کشیدم. ولی این همه چیز نیست. بعضی‌وقت‌ها باید کامپیوتر خیلی پیشرفته‌ام هم که برای سنتز سریع کدهای FPGA لازم دارم دم دستم باشند و هم‌زمان به Remote IDE هم برای تغییر نرم‌افزار Embedded دست‌رسی داشته‌باشم که این‌همه یعنی:

یا من مجبورم در طول یک پروژه که شاید ماه‌ها طول بکشد، به جای این‌که پشت میز خودم باشم با کامپیوترم و … برم آزمایشگاه
و یا به سادگی یک اسکوپ یا ولت‌متر را از آزمایش‌گاه بیاورم پشت میزم.

خدا را شکر در مورد لاجیک آنالایزر دیگه کوتاه اومده.