‏نمایش پست‌ها با برچسب پیوند. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب پیوند. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ خرداد ۲۵, سه‌شنبه

دیو و خدا


بررسی‌های ریشه‌شناختی نشان می‌دهد که واژه‌ی "دیو" در تمامی زبان های آریایی، معنای "خدا" داشته یا دست کم، نام یکی از خدایان بوده است. در سَرزبان آریایی، این واژه را برگرفته از فعل "deiw-" می‌دانند که به معنای "درخشیدن" است و این خود نیازمند بررسی و پژوهش است که در دیدگاه آریایی کهن خدا و نور و درخشش چه پیوندی با هم داشته اند.

باری، دیو در زبان سانسکریت "devā" بوده که به خدایان کهن آریایی اطلاق می‌شده است و هنوز نیز در هندی معنای خدا می‌دهد (deva).

در زبان یونانی این واژه به صورت "zeus" در می‌آید که نام رییس و پدر خدایان یونانیان باستان است. "ژوپیتر" Jupiter نیز که پدر خدایان رومی است بخش نخستش(Ju) از همین ریشه است.

در لاتین "deus" معنای خدا می‌دهد و از این واژه و مشتقات آن میراثی بس درخور توجه در زبان های جدید اروپایی به جا مانده است. در زبان فرانسه "dieu" در ایتالیایی "dio" و در اسپانیایی "dios" همگی معنای خدا را بر دوش می‌کشند.

در زبان انگلیسی نیز این واژه به صورت‌های گوناگون بر جای مانده است که در زیر چند نمونه را معرفی می‌کنم: واژه‌ی "deity" که در انگلیسی ِ امروز "خدا" معنی می‌دهد، با واسطه از فرانسوی، از "deitas" لاتینی گرفته شده است. واژه‌ی دیگر "divine" به معنای "خدایی/الهی"‌ است که این هم از "divinus" لاتینی گرفته شده است . واژه‌ی دیگر "deism" است به معنای "خداگرایی" (نوع خاصی از باور به خدا) که از همان ریشه‌ی لاتینی است.

ادامه از آریا ادیب

پ.ن. به این‌ها اضافه کنید thou و two را. تویی و دویی در برابر خدایی. هر قومی خدای خودش را خوب می‌دانسته و خدای دیگران را بد.

همچنین به این نکته توجه کنید که Jupiter از نظر مصداقی همان Ishtar است و Ishtar (مشتری) ریشه star است به معنی عام ستاره. Astarte و Ashtoreth و Astaroth نیز باید همین خدای‌بانو باشند. و شاید این همان ریشه اسطوره یا story است!

ضمن این‌که چه بسا Jesus همان Zeus باشد!


۱۳۸۸ تیر ۲۹, دوشنبه

در دام نیافتید


ما همگی اعلام کردیم دولت احمدی نژاد نامقبول و نامشروع است . بررگترین ائتلاف در ایران حول محور به رسمیت نشناختن دولت احمدی نژاد شکل گرفته است . ما این دولت را به رسمیت نمی شناسیم و از همه دنیا انتظار داریم که این دولت را به رسمیت نشناسند . دولت فرانسه اعلام کرد تا زمانی که نامزدهای رقیب ، احمدی نژاد را به عنوان رئیس جمهور قانونی ایران تایید نکنند آنها او را به رسمیت نخواهند شناخت .

ادامه‌ى مطلب از اوس‌پيمان

۱۳۸۸ تیر ۲, سه‌شنبه

بمان، ندا


بمان، ندا -
به این شهر نگاه کن
بر روی دیوارهای زیر خاک مدفون شده ی قصرها
وسعت باغ های میوه ی تهران
ما را “خاک” می نامند، حتا اگر که چنین باشد
بگذار هوا را برای سرکوب گران آلوده کنیم
نرو، ندا

مطلبى از شهلا


فانوس کوچه می‌لرزد


فانوس کوچک کوچه می‌لرزد

آیا می‌توان به چشمانش

گشاده برهوایی سرد بنگریم

مرده؟

آری مرده!

اما هنوز زخم هزار ترانه

در گلوی اوست

‹‹ لورکا ››

*برش و برداشتی از شعر " نابیوسان"

مطلبى از سياورشن

۱۳۸۸ خرداد ۲۷, چهارشنبه

پیشنهاد عالی مهاجرانی


عطا‌الله مهاجرانی پیشنهاد کرد که طرفداران موسوی به نماز جمعه‌ای بروند که به امامت رهبر برپا خواهد شد.چنین نماز جمعه‌ای را نمی شود جلویش را گرفت، نمی‌شود جلوی چشم مردم جهان مانع حمایت مردم از موسوی شد، نمی‌شود ادای وحدت درآورد وقتی صدای اعتراض مردم به گوش می‌رسد.

مطلبى از نيک‌آهنگ


۱۳۸۸ خرداد ۲۴, یکشنبه

از ناآرامی ِ پایتخت


صحنه‌هایی که دیشب (بیست و سومِ خرداد) در خیابانِ ولی‌عصر و میدانِ انقلاب به چشم دیدم تنها تلخ نبود، بلکه بسیار نگران‌کننده بود. پلیس مردم را در نهایتِ توحش با باتوم می‌زد و به‌نحوی سخاوتمندانه تیرِ هوایی و بدتر از همه گازِ اشک‌آور بود که شلیک می‌شد.
شرایطِ ناامنی حکمفرما است. در حینِ سرکوبِ مردم توسطِ پلیس، مشتی لات و اوباش تلاش داشتند دختری چهارده ساله را سوارِ موتور کرده و بربایند. جوانان از لاستیک تا سطل‌هایِ زباله را در جای جایِ شهر آتش زده بودند.
تخریبِ اموالِ عمومی در سطحِ وسیعی صورت می‌گیرد. شیشه‌هایِ دو بانکِ روبرویِ یکدیگر در خیابانِ ولی‌عصر منتهی به خیابانِ انقلاب کاملاً خرد شد و آژیرِ خطرِ بسیاری از بانک‌ها به صدا در آمده بود.
در بخشی از مردم نفرتِ همگانی نسبت به تمامیِ شخصیت‌هایِ جمهوریِ اسلامی ایجاد شده است. جملاتی نظیرِ «همه‌یِ شان خائن هستند.» و از این گونه. تخریبِ اموالِ عمومی نیز انزجارِ پاره‌ای افراد را برانگیخته بود. روحیه‌یِ حاکم بر آنها آرامشِ شهر به هر قیمتی است.
شعارهایِ دانشجویان که خصوصاً در نزدیکیِ خیابانِ شانزدهم آذر درگیری‌هایِ‌شان با پلیس شدیدتر می‌شد، چنین بود: «گفتیم تقلب بشه، ایران قیامت می‌شه.»، «مرگ بر دیکتاتور»، «موسویِ با غیرت، حمایت حمایت»، «مرگ بر طالبان، چه کابل چه تهران» و از این قبیل.
بسیاری از مردم گریه می‌کردند و از موسوی توقع داشتند در برابرِ کودتا بایستد. گمان می‌کنم فراخوانِ موسوی به یک خیزشِ عمومی و آرام سراسرِ پایتخت و شهرستان‌ها را در بر بگیرد. مردم عصبی، ناامید، شوکه و بسیار رنجیده‌خاطر هستند. روزهایِ آینده آبستنِ رخدادهایِ شومی خواهد بود. در چنین شرایطی دیگر هیچ چیز ناممکن نیست.

مطلبى از مخلوق


۱۳۸۸ خرداد ۱۴, پنجشنبه

ساکت!


امشب، بعد از چهار سال، سرانجام یک نفر به محمود احمدی‌نژاد گفت: ساکت.
امشب، بعد از چهار سال، سرانجام احمدی‌نژاد مجبور شد هم‌زمان به «قانون و اخلاق» تن بدهد و سکوت کند.
اما، دیگر برای احمدی‌نژاد خیلی دیر شده بود...
دیگر خیلی دیر شده است...

مطلبى از خوابگرد


۱۳۸۸ خرداد ۷, پنجشنبه

من رای نمی‌ دهم


موسوی و کروبی،همان کسانی هستند که فرزندان این ملت و سایر ملل جهان و کهکشانها را اول انقلاب زنده زنده کباب کردند و خوردند.در حالی که من و سایر آرای خاموش و گنجی و سازگارا و بقیه ،همه مان از اول روشنفکر سوپر پلورالیست لیبرالیست سکولاریست پسا-پست مدرن بوده ایم و هنوز هم هستیم.فقط موسوی و کروبی هستند که هنوز همان عقاید را دارند و اگر هم بگویند نداریم،چاخان می کنند.بنابراین به آنها رای نمی دهم تا انتخاب نشوند و دل ملت خنک شود.
مطلبى از رؤيا صدر

۱۳۸۸ خرداد ۱, جمعه

هرگز فرمان مرگشان صادر نمى‏شود تا بميرند


اعتقاد به دوزخ یعنی مقدس کردن شکنجه و انتقام و آزار. اگر خداوند رحمان و رحیم قرار است کسانی را که به دنیای پس از مرگ باور ندارند و یا در آن شبهه و شک می‌کنند و یا مرتکب خطایی می‌شوند در غل و زنجیر کرده، مایع سوزان و جوشان بر سرشان بریزد و به میان آتش پرتابشان کند، چگونه می‌توان از یک باورمند دینی مسلمان انتظار داشت که شکنجه را عملی زشت و غیر انسانی و شیطانی قلمداد نموده و مخالف آن باشد و در حوزه تحت کنترل خویش در صدد برپایی جهنم‌ هایی در ابعاد کوچکتر برنیاید. یا به کوره‌‌های آدم‌سوزی و اطاق‌های گاز در اردوگاه‌های هیتلری ایراد گرفت و نگران تکرار آن‌ها نبود... [1]

[1] مطلبى از رضا فانى يزدى

۱۳۸۷ تیر ۲, یکشنبه

روحانیت


کعب‌الاحبار یا کعب‌الحبر یک عالم یهودی بود که درزمان عمر(ر) خلیفه دوم مسلمین اسلام آورد. به دلیل آگاهی‌هایی که از فقه یهود داشت به زودی جذب دستگاه خلافت شد و به شرح و بسط دین نوبنیاد اسلام پرداخت و درمنبر به ارشاد مسلمانان مشغول شد. البته قبل از او مسلمانانی عالم به اصول و فروع اسلام مانند علی (ع) هم بودند، اما کلام آنان آلام‌بخش دل عوام و درمسیر زراندوزان وبه صلاح حکومت کردن خودکامانه نبود. کلامشان حق بود، به این دلیل به مذاق مردمی که از حقوق خویش غافل بودند خوش نمی‌آمد. درچنین شرایطی بود که جناح خودکامه باعوام‌فریبی و دسیسه توانست آن‌ها را به حاشیه براند وحکومت کند. در فضای سانسور حکومتی کار کعب بالاگرفت و سخنانش که بیشتر یادآور سنت و دستوراتی بود که در بین یهودیان رواج داشت، فصل‌الخطاب شد. و به دلیل دردسترس نبودن متن قرآن برای همگان، آن سخنان به مثابه آیه‌های قرآنی در جامعه جا افتادند. بعدها محققین اسلامی به خصوص اهل سنت، از گفته‌های اوبه عنوان حدیث استفاده نمودند.